برای رسیدن به موفقیت در هر زمینه‌ای شما نیاز به هدف یا تارگت (Target) دارید. هدفی که برای خود قرار می‌دهید، ابزار و راه رسیدن به موفقیت را برای شما تعیین می‌کند. اما تارگت در بازاریابی و فروش یعنی چه؟ انواع تارگت های بازاریابی و فروش چه هستند؟ برای یافتن پاسخ این سؤالات، تا انتهای این مقاله از مجله اینترنتی کاپریلا با ما همراه باشید.

تارگت Target در لغت یعنی چه؟

در دیکشنری‌های انگلیسی به فارسی، تارگت یعنی «هدف» و «نشان»؛ یعنی چیزی که می‌خواهید به آن برسید یا آن را در تیر رس نشانه‌ی خود قرار دهید. اصطلاح تارگت در بازاریابی و فروش نیز کم و بیش به همین معناست؛ یعنی شما هدفی را به‌صورت کوتاه مدت و بلندمدت تعیین می‌کنید، سپس برای رسیدن به آن هدف یا تارگت، برنامه‌ریزی می‌نمایید. شایان ذکر است که در فروش و بازاریابی ما انواع مختلفی از تارگت داریم که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

پیشنهاد آموزشی مرتبط:

تارگت در بازاریابی و فروش یعنی چه؟

به زبان ساده، «تارگت در بازاریابی» و فروش یعنی «تعیین مبلغ یا مقدار معینی از فروش محصولات» و «تلاش برای رسیدن به آن». توضیح بیشتر آنکه، بسیاری از شرکت‌های بزرگ که به فروش یا بازاریابیِ محصولی مشغول هستند، با تعریف کردن تارگت‌های فروش ماهیانه و سالانه، بر روند کاری خود نظارت می‌کنند. شما به‌عنوان مدیر یک کسب‌وکارِ فروشِ محصول، برای رسیدن به تارگت خود 2 ابزار کلیدی دارید:

  1. تبلیغات (چه سنتی و چه دیجیتال مارکتینگ)
  2. فروشندگان (بازاریابان)

اگر در روند فروش خود پیشرفتی مشاهده نکردید و متوجه شدید که در زمان تعیین‌شده به تارگت‌های خود نخواهید رسید، یکی از این 2 ابزار یا هر دو آن‌ها دچار ایراداتی هستند، و با تغییر استراتژی‌های مارکتینگ و همچنین آموزش بازاریابان (فروشندگان) خود، می‌توانید به تارگتی که تعیین کرده‌اید برسید.

نحوه تارگت گذاری در بازاریابی و فروش
نحوه تارگت گذاری در بازاریابی و فروش

نکته

اگر یکی از بازاریابان (فروشندگان) شما در فروش محصولات مشکل داشت، پس ایراد از روشی است که برای بازاریابی و فروش استفاده می‌کند؛ اما اگر تمامی بازاریابان (فروشندگان) شما مشکل داشتند، استراتژی مارکتینگ شما دارای ایراداتی است و باید بر اساس فیدبک‌هایی که از تبلیغات خود می‌گیرید، آن‌ها را اصلاح کنید.

پیشنهاد آموزشی مرتبط:

انواع تارگت در بازاریابی و فروش چیست؟

برای اینکه بتوانیم درک درستی از تارگت در بازاریابی و فروش داشته باشیم، باید انواع آن را بشناسیم تا بتوانیم بر اساس کسب‌وکاری که داریم و استراتژی‌های بازاریابی و فروش‌مان، یکی از انواع تارگت را انتخاب کنیم. به‌صورت کلی، تارگت در بازاریابی و فروش به 2 دسته‌ی کلی تقسیم می‌شود:

  1. تارگت بر اساس میزان و یا تعداد فروش محصولات
  2. تارگت بر اساس درآمد مالی حاصل از فروش محصولات
انواع تارگت در فروش و بازاریابی

حال بیایید به بررسی هر کدام از این تارگت‌ها بپردازیم.

تارگت بر اساس میزان و یا تعداد فروش محصولات

در این نوع از تارگت و هدف‌گذاری، شما به‌صورت سالیانه، عدد معینی برای تعداد فروش محصولات خود در نظر می‌گیرید و این تعداد فروش محصولات را در ماه‌های سال پخش می‌کنید. اگر چندین سال است که به کار فروش در حوزه‌ی خود مشغول هستید، می‌توانید بر اساس گزارشات فروش سال‌های قبل، تعداد فروش در ماه‌های مختلف را تعیین کنید.

در هر کسب‌وکاری که مرتبط با بازاریابی و فروش محصولات باشد، ما ماه‌هایی را داریم که فروش محصولات ما به‌دلیل افزایش نیاز مردم، بیشتر می‌شود و ماه‌هایی را نیز داریم که به‌دلیل کاهش نیاز مردم، فروش ما کم خواهد شد. به‌عنوان مثال، یک شرکت دارویی را در نظر بگیرید که محصولات مرتبط با سرماخوردگی و آبریزش بینی را عرضه می‌کند؛ برای تعیین تارگت و هدف‌گذاری بر اساس تعداد فروش محصولات خود، این شرکت تارگتِ ماه‌های پاییز و زمستان را که بیماری سرماخوردگی شایع‌تر است را بالاتر از ماه‌های تابستان و بهار قرار می‌دهد. در یک مثال دیگر تصور کنید که شما در حوزه‌ی لوازم‌التحریر فعالیت دارید، به نظر شما چه فصل‌ها و ماه‌هایی شما باید تارگت تعداد فروش محصولات خود را بیشتر از بقیه‌ی ماه‌ها و فصل‌ها بگذارید؟ درست است، ماه‌های مهر، بهمن و خرداد؛ چرا که در این ماه‌ها ما شاهد بازگشایی مدارس، شروع ترم جدید دانشجویان، امتحانات پایانی و تحویل انواع پروژه‌های دانشگاهی هستیم.

پیشنهاد آموزشی مرتبط:
نحوه تارگت گذاری در بازاریابی و فروش
نحوه تارگت گذاری در بازاریابی و فروش

تارگت بر اساس درآمد مالی حاصل فروش محصولات

در این مدل از تعیین تارگت و هدف‌گذاری، شما کاری به تعداد فروش محصولات ندارید، بلکه میزان درآمدتان برایتان مهم است؛ به نوع از تعیین تارگت و هدف‌گذاری، «تارگت مالی» هم می‌گویند. برای این منظور، شما در ابتدای سال، مبلغی به‌عنوان تارگت بازاریابی و فروش برای کسب‌وکار خود تعیین می‌کنید و همانند روش قبل، این مبلغ نهایی را به‌صورت ماهانه و در برخی از کسب‌وکارها به‌صورت روزانه تقسیم می‌نمایید. برای مثال در یک شرکت تولیدکننده و فروش چیپس، سوپروایزرِ فروش برای هر کدام از بازاریابان و فروشندگان خود مبلغی را به‌عنوان حداقل فروش روزانه تعیین می‌کند و برای او و مدیران بالادست اهمیتی ندارد که چه تعداد از محصولات به فروش رفته است؟ بلکه برای آن‌ها درآمدی که از قبال فروش محصولات به‌صورت روزانه و ماهانه به‌دست می‌آید، اهمیت دارد. شایان ذکر است که در این نوع از تعیین تارگت و هدف‌گذاری، بازاریاب و فروشنده، تمرکز خود را بر روی رسیدن به تارگت مالی روزانه و ماهانه‌ی خود می‌گذارد، نه تعداد فروش هر کدام از محصولات؛ حال ممکن است برخی از انواع چیپس را بسیار بیشتر از انواع دیگر بفروشد اما به تارگت مالی خود برسد.

بگذارید با یک مثال دیگر، این نوع هدف‌گذاری و تارگت را برای شما بیشتر باز کنیم: شرکت‌های پخش دارویی (با شرکت‌های دارویی فرق دارند و کاملاً متفاوت‌اند) با شرکت‌های دارویی مختلفی همکاری می‌کنند و سبد کالایی وسیعی دارند. در شرکت‌های پخش دارویی، ما شاهد هدف‌گذاری و تارگت مالی هستیم؛ یک شرکت پخش دارویی برای بازاریابان و فروشندگان خود مبلغی را به‌عنوان تارگت مالی روزانه و ماهانه تعیین می‌کند و برایش فرقی ندارد که فروشنده یا بازاریاب، با فروش محصولاتِ کدام شرکت به آن تارگت مالی روزانه یا ماهانه‌ی خود می‌رسد، بلکه در این کیس، فقط مقدار مبلغ فروش روزانه و ماهانه است که اهمیت دارد (توضیح تکمیلی: وظیفه‌ی بالا بردن فروش محصولات هر شرکت دارویی بر عهده‌ی بازاریابان و فروشندگان آن شرکت است نه شرکت‌های پخش دارو. کار شرکت‌های پخش دارو صرفاً دریافت سفارش و ثبت تحویل آن است).

پیشنهاد آموزشی مرتبط:

لیست مقالات تکمیلی یا پیشنهادی

سخن پایانی درباره انواع تارگت در بازاریابی و فروش

هر کدام از روش‌های هدف‌گذاری و تعیین تارگتی که در بالا گفته شد، کارآمد و درست است؛ اما نکته‌ای که باید به آن توجه کنید، «جنس کسب‌وکار بازاریابی و فروش شما» است. همان‌طور که مشاهده کردید شرکت‌های دارویی و شرکت‌های پخش دارویی جفتشان در یک حوزه (دارو) فعالیت دارند اما از استراتژی‌های مختلفی برای تعیین تارگت و هدف‌گذاری استفاده می‌کنند؛ پس شما هم برای انتخاب بهترین روش تعیین تارگت و هدف‌گذاری بازاریابی و فروشِ خود، بهتر است اول شناخت کاملی از جنس و هویت کسب‌وکارتان و نحوه‌ی بازاریابی و فروش آن پیدا کنید؛ سپس با بررسی پتانسیل بازار هدف، میزان نیاز مردم به محصول شما، عملکرد بازاریابان و فروشندگان خود و در نهایت بررسی تأثیرگذاری تبلیغات خود، تارگت‌های اصولی و منطقی برای بازاریابی و فروش محصولات کسب‌وکار خود تعیین نمایید.

امیدواریم که با مطالعه‌ی این مقاله به پاسخ سؤال «تارگت چیست؟» رسیده باشید و توانسته باشیم اطلاعات مفیدی در اختیار شما قرار داده باشیم. اگر شما مخاطب گرامی، نظر و دیدگاهی در خصوص «انواع تارگت گذاری در بازاریابی و فروش» دارید، یا روش‌های دیگری می‌شناسید و یا نکته‌ی خاصی را می‌دانید که در این مقاله به آن اشاره نشده است، خواهشمند است دیدگاه‌های ارزشمند خود را از طریق بخش کامنت در انتهای این نوشتار به اشتراک بگذارید. همچنین در صورت صلاح‌دید می‌توانید، لینک این نوشتار را از طریق کانال‌ها و گروه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی عضو هستید به‌دست دوستان و آشنایان برسانید تا آنها نیز اگر درصدد این هستند که کسب‌وکار خود را توسعه دهند، بتوانند از طریق اطلاعاتی که در این مقاله ذکر شده است، به هدف خود دست یابند. علاوه بر آن، می‌توانید ما را در اینستاگرام و تلگرام فالو کنید تا در زمینه جدیدترین روش‌ها، ترفندها و اخبار دیجیتال مارکتینگ و تکنولوژی به‌روز بمانید.

بر اساس رای 31 نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

«علی آبیار» دانش‌آموخته رشته مهندسی IT است و به نوشتن، موسیقی، شعر، طبیعت و البته برنامه‌نویسی و تکنولوژی‌های سطح وب علاقه دارد. رزومه تخصصی او بیشتر در زمینه «سئو و تولید محتوا» است؛ همچنین در رزومه تخصصی‌اش، چند پروژه برنامه‌نویسی وب، مدیریت وب‌سایت و توسعه محتوای آن‌ها دیده می‌شود. او تا به امروز، تولید و ویراستاری مطالب متنوعی از مجلات اینترنتی «کاپریلا» و «تاپریلا» در حوزه‌های: تکنولوژی، سئو، کسب و کار، دیجیتال مارکتینگ و… را به عهده داشته است. «علی آبیار» در حال حاضر به صورت فریلنسر بر روی پروژه‌های مختلف داخلی و خارجی در حوزه طراحی وب (Front-End) و سئو فعالیت می‌کند.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برچسب‌ها