برند سازی 134 بازدید

در دنیای امروز که کسب و کارهای مختلف، هر روز به دنبال پیشرفت در بازار و بهتر دیده شدن هستند، روش‌های جدیدی به وجود می‌آیند که مدیران را در این مسیر کمک می‌کنند. یکی از این روش‌ها، استراتژی «رهبری فکری» یا Thought Leadership است. رهبری فکری به کسب و کار شما کمک می‌کند تا در بین مشتریان و بازار هدف خود، اعتبار بدست بیاورید و اعتماد آنها را جلب کنید. تبدیل شدن به رهبر فکری باعث می‌شود در صنعت خود پیشرفت کنید و فرصت‌هایی به‌وجود آورید که به سود کسب و کار شما و مشتریان شما خواهد بود. رهبری فکری واژه‌ای است که شاید آن را زیاد شنیده باشیم. اما احتمالاً درک درستی از آن نداشته باشیم. این مقاله از آکادمی کاپریلا را بخوانید تا هر چه بیشتر با این مفهوم و کاربردهای آن آشنا شوید.

رهبر فکری کیست و رهبری فکری چیست؟

رهبری فکری، یک تغییر بزرگ و همیشگی در یک صنعت ایجاد می‌کند؛ کسی که ایده‌های نو ارائه می‌دهد و آنها را عملی می‌کند، رهبر فکری آن بازار نام دارد. رهبری فکری با حرف زدن رابطه خوبی ندارد چون در استراتژی رهبری فکری باید به تمام حرف‌ها عمل کرد و ایده‌ها را نیز عملی نمود. یک رهبر فکری، پاسخ‌های درست و دقیقی به نیازهای مشتری می‌دهد. مشتری، زمانی کسی را به‌عنوان رهبر فکری می‌شناسد که همیشه ایده‌های نو و با ارزشی برای ارائه کردن به مشتری داشته باشد. رهبری فکری یعنی بیان ایده‌هایی که نشان می‌دهد شما در یک زمینه خاص تخصص دارید و تخصص شما در راس بازار هدف قرار دارد. رهبران فکری از گذشته می‌آموزند، زمان حال را تحلیل می‌کنند و برای آینده، دیدگاه‌هایی منحصر به فرد، انحصاری و ارزشمند در حوزه بازار هدف خود را ترسیم می‌کنند. این نوع رهبران، توانایی ذاتی برای مشارکت در گفتگوها و روندهای امروز و پیش‌بینی روندهای آینده را دارند. رهبران فکری فقط حرف نمی‌زنند و با اعمال خود، روند و جهت صنعت را تغییر می‌دهند و هدایت می‌کنند.

رهبری فکری می‌تواند زاویه دید متفاوتی را برای نگاه از بیرون بازار به آنچه در درون آن می‌گذرد، ایجاد کند؛ اما تاثیرگذاری رهبر فکری فقط به انتشار ایده‌ها و بینش‌های ارزشمند نیست و آگاهی از نحوه هدایت کسب و کار و حرکت در بازار هدف برای موفقیت هر چه بیشتر و تحقق این آگاهی در عمل، از ویژگی‌های بارز رهبران فکری به‌شمار می‌رود. یک رهبر فکری، چه یک شخص باشد یا در برخی مواقع، یک سازمان یا برند، بر روی بازار هدف و به‌طور کلی، دنیای کسب و کار تاثیر می‌گذارد و الهام‌بخش آنها خواهد بود. یک رهبر می‌تواند ایده‌های ارزشمندی را ابراز کند اما یک رهبر فکری، شجاعت و جسارت ابراز ایده‌هایی فوق‌العاده و سپس، الهام بخشیدن به دیگران برای تحقق آن ایده‌ها را در اختیار دارد.

چرا باید برای تبدیل شدن به رهبر فکری بازار، تلاش کنیم؟

تبدیل‌شدن به یک رهبر فکری از روش درست و حرفه‌ای، برای شما و برندتان مزایای زیادی خواهد داشت از جمله:

  • قرار گرفتن در بازار رقابتی و تثبیت جایگاه برند به دلیل تفاوت در ایده‌ها و ارائه ایده‌های خلاقانه مناسب با نیاز مشتری و بازار
  • تقویت و پیشرفت برند و شهرت پیدا کردن آن
  • افزایش فروش به دلیل اعتبار برند و اعتمادی که مشتریان به شما دارند.
  • افزایش سودآوری به دلیل افزایش فروش
  • ارائه ایده‌های منحصر به‌ فرد به دلیل درک بالا و دانش عمیق در حوزه خود
  • افزایش رضایت از خودتان
  • بالا رفتن ارزش برند و رشد آن

رهبری فکری کلیدی است که سطح کاملاً جدیدی از موفقیت حرفه‌ای و رضایت شغلی و شخصی را برای رهبر به همراه خواهد داشت. اگر تصمیم داریم نگاه استراتژیک و کلان خود را توسعه دهیم، باید در راستای تبدیل شدن به رهبر اندیشه گام برداریم. رهبری فکری باعث می‌شود ایده‌های ما در داخل و خارج از سازمان، نه تنها شنیده شوند، بلکه جدی گرفته شده و به آنها عمل شوند. این یعنی توانایی تاثیرگذاری بر بازار، حضور در رسانه‌ها، قدرت متقاعد کردن، جهت‌دهی بازار، پیوستن به هیئت‌ مدیره‌های شرکتی، خدمت اجرایی و مشاوره‌ای در کمیسیون‌های دولتی و حتی بین‌المللی، تنها بخشی از نتایج پیش روی رهبران فکری بازار می‌باشند.

پیشنهاد آموزشی مرتبط:

رهبران فکری چه ویژگی‌هایی دارند؟

رهبری فکری یکی از انواع استراتژی‌های بازاریابی محتوایی است. بسیاری از مدیران و رهبران در کسب‌ و کارهای مختلف تلاش می‌کنند تا به یک رهبر فکری در زمینه‌های مربوط به بازار خودشان تبدیل شوند اما این امر مستلزم فداکاری، صبر، استراتژی و آموزش است. بسیاری از رهبران فکری در حوزه خود خبره هستند، این افراد به شغل و حرفه خود علاقه زیادی دارند و بسیار مشتاق هستند تا دانش و دانسته‌های خود را با افراد و کسب‌ و کارهای کوچک به اشتراک بگذارند اما زمانی می‌توان به‌عنوان رهبر فکری معرفی شد که آنچه  را که رهبر می‌گوید، در کسب و کار خود و در بازار خود به شکلی ملموس، اجرا کرده باشد (رهبر فکری اول خود را در عمل ثابت می‌کند و سپس، نتایج عمل خود را ابراز می‌کند).

رهبران فکری، ایده‌های خود را در قالب انواع محتوا به اشتراک می‌گذارند.
رهبران فکری، ایده‌های خود را در قالب انواع محتوا به اشتراک می‌گذارند.

یک رهبر فکری باید از بازاریابی محتوایی، شبکه‌های اجتماعی و سایر ابزارهای موجود برای افزایش قدرت و نفوذ خود در بازار هدف استفاده کند. رهبری فکری، داشتن تفکری نوآورانه و سرشار از خلاقیت، بینش و اطلاعات جامع و کامل است. استراتژی رهبری فکری می‌تواند الهام‌بخش نیز باشد، به همین دلیل است که بسیاری از رهبران فکری برای سخنرانی در کنفرانس‌ها و جشن‌های فارغ‌التحصیلی دعوت می‌شوند، زیرا آنها تخصص زیادی دارند و افراد زیادی هم از روش‌های آنها پیروی می‌کنند.

تولید محتوا برای رهبری فکری

رهبران فکری، رهبرانی صاحب اندیشه‌های تخصصی در بازار خود هستند اما ابهامی که در این بخش وجود دارد، این سوال است که چطور و از کی می‌توانیم محتوایی در چارچوب رهبری فکری بازار تولید کنیم؟ شکی نیست که افرادی نظیر استیو جابز – که او در برهه‌ای به‌عنوان رهبر بازار تکنولوژی و کسب و کار شناخته می‌شد – با تلاش و پشتکار مداوم در زمانی نه چندان کوتاه، به جایگاه رهبری اندیشه دست پیدا می‌کنند. استیو جابزها، ایده خود را دنبال کردند و آن را به یک محصول، شرکت و برندی رو به رشد تبدیل کردند تا در نهایت، کارنامه خود را بر اساس آنچه که در طی سالها‌ی موفق کسب و کار خود تجربه کردند را به‌عنوان رهبر فکری بازار به نمایش گذاشتند.

نکته اینجاست که برای تبدیل شدن به یک رهبر فکری، لازم نیست استیو جابز باشیم؛ بلکه می‌توانیم همان مسیری را که او طی کرده، برای خود ترسیم و طی کنیم و آنچه را که یاد گرفتیم، تجربه کردیم و بینشی که بدست آوردیم را با نوشتن مقاله، تولید ویدیو، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و … به اشتراک بگذاریم تا به تدریج، اندیشه‌های ما هواداران خود را پیدا کرده و جایگاه خود را در بازار هدفمان پیدا کنند.

پیشنهاد آموزشی مرتبط:

آیا هر کسی می‌تواند به رهبر اندیشه‌های بازار تبدیل شود؟

رهبران فکری، مشخصه‌ها و الگوهای یکسانی ندارند و جنسیت، ملیت، حوزه کاری، سن و … بسیاری از آنها با هم متفاوت است. با وجود این تنوع ویژگی‌ها، باز هم نمی‌توان ادعا کرد که هر کسی توانایی تبدیل شدن به یک رهبر اندیشه را دارد. گاهی سال‌ها طول می‌کشد که یک فرد در معنای واقعی کلمه به رهبر بازار تبدیل شود و اثرگذاری کاریزماتیک خود را در همه ابعاد، گسترش دهد؛ زیرا دانش و تخصص و تجربه، یک سمت قضیه است و تعهد و تمایل و پشتکار به کسب موفقیت هم سمت دیگر تولد رهبران فکری می‌باشند. اگر صاحب یک محصول، نرم‌افزار، برند یا نوآوری ارزشمندی باشید، تبدیل شدن شما به رهبر فکری بسیار آسان‌تر خواهد شد، زیرا مدرکی برای توانمندی خود ارائه کرده‌اید. اگر تا انتهای مقاله همراه ما باشید، راهنمای گام به گام تبدیل شدن به رهبر فکری را به شما توضیح خواهیم داد.

سه مثال از سه رهبری فکری در جهان

هر فردی که دانش، تجربه و ایده‌های خلاقانه داشته باشد می‌تواند یک رهبر فکری باشد اما برای درک بهتر آنچه تا قبل از این گفتیم، در اینجا با چند مثال، بیشتر دراین‌باره برایتان توضیح می‌دهیم.

هنوز استیو جابز را یکی از برترین رهبران فکری حوزه تکنولوژی می‌دانند.
  • استیو جابز بر این باور بود که اگر کسی می‌خواهد کامپیوترهای اپل را خریداری کند، باید با بقیه مردم فرق داشته باشد. این نظر استیو جابز، الهام‌بخش کمپین تبلیغاتی اپل با عنوان «متفاوت فکر کن» شد. در این کمپین، نابغه‌هایی با ایده‌های دیوانه‌کننده حضور داشتند که باعث ایجاد تغییرات بزرگی در دنیای دیجیتال شدند. بسیاری از مدیران مانند استیو جابز به دلیل طرز تفکر خاص، ایده‌های خلاقانه و قدرتشان در یک کسب‌ و کار، به رهبران فکری معروف هستند.
  • فران بلانچ شخصیتی است که خودش را متخصص درست کردن ابزارهای مختلف می‌داند. او که با قطعات الکترونیکی کار می‌کند، 150 هزار مشترک در کانال یوتیوب خود دارد که کارهای او را دنبال می‌کنند. از نظر این افراد، فران یک رهبر فکری است که با ایده‌های خلاقانه سعی می‌کند نیازهای همنوعان خود را برطرف سازد.
  • نفر سوم شخصی است که به‌عنوان یک دستیار در یک نشریه مد فعالیت می‌کند. وقتی او علاقه خود به نوشتن در مورد مد و فشن را ابراز می‌کند، ویراستار نشریه به او اجازه می‌دهد متن کوچکی در نشریه بنویسد. بعد از اینکه ویراستار نشریه متوجه مهارت او در نوشتن می‌شود، متن‌های بیشتری به او اختصاص می‌دهد تا اینکه درنهایت، این فرد ستون شخصی خود در مجله را با عنوان مد هفتگی ایجاد می‌کند. این کار با استقبال 30 درصدی خوانندگان روبرو می‌شود. حال این فرد به‌عنوان یک رهبر فکری در صنعت مد شناخته شده و طرفداران زیادی نیز دارد.

آشنایی با استراتژی تبدیل شدن به رهبری فکری

رهبری فکری زمانی به‌وجود می‌آید که تخصص، درک از موقعیت و دیدگاه آینده‌نگر دست‌به‌دست هم بدهند. لازمه شکل‌گیری رهبری فکری، داشتن دانشی عمیق است که هیچ‌کس دیگری تابه‌حال آن را ارائه نداده است. رهبری فکری مزیت‌های زیادی دارد:

  • افراد و کسب‌ و کارهای دیگر از شما به‌عنوان یک منبع اطلاعاتی قابل‌ اعتماد یاد می‌کنند که موفق است و می‌تواند بر روی دیگران تأثیر بگذارد.
  • باعث پیشرفت کسب‌ و کار شما می‌شود و برند شما را شکل می‌دهد.
  • اعتبار شما را افزایش می‌دهد.
  • شما را تشویق می‌کند تا بر روی دانش خود تمرکز کنید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
  • باعث نوآوری و ارائه ایده‌های خلاقانه می‌شود.
  • فقط مختص زمان حال نیست و آینده را نیز در نظر می‌گیرد.

رهبران فکری برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک چهره قابل‌ اعتماد باید فداکاری داشته باشند، سخت کار کنند و زمان زیادی را به فعالیت‌های خود اختصاص دهند. رهبران فکری به‌طور مداوم در حال یادگیری و کسب تجربه‌های جدید هستند. برای تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری در حرفه خود، باید استراتژی‌های زیر را دنبال کنید:

  • با منتورها و اینفلوئنسرها همکاری کنید: با این افراد در مورد علایق، ایده‌های بزرگ و آنچه در ذهنتان است صحبت کنید. شما می‌توانید از تجربیات آنها در زمینه راه‌اندازی کسب‌ و کار و نحوه اداره آن استفاده کنید. شما می‌توانید با مراجعه به وبلاگ‌ها یا صفحات مجازی این اشخاص، مطالب آنها را بخوانید و سپس آنها را مورد بررسی قرار دهید.
  • رویدادهایی مربوط به حرفه و کسب‌ و کار خود برگزار کنید: به‌دنبال ایجاد فرصت‌های سخنرانی باشید. هر چه افراد بیشتری جذب این رویدادها شوند و به صحبت‌های شما گوش کنند، ایده‌های شما سریع‌تر پخش می‌شوند و پتانسیل شما برای تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری افزایش پیدا می‌کند.
  • تا جایی که می‌توانید ایده‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید: می‌توانید ایده‌ها و مطالب خود را در قالب متن یا ویدیو در شبکه‌های اجتماعی با مخاطبان به اشتراک بگذارید. از همان‌جا می‌توانید برای انتشار مطالب خود در منابع گسترده‌تر و معتبرتر برنامه‌ریزی کنید.
پیشنهاد آموزشی مرتبط:

آیا رهبری فکری با اینفلوئنسر شدن ارتباط دارند؟

تا اینجا بیشتر دراین‌باره صحبت کردیم که رهبران فکری باید دانش و درک عمیقی نسبت به حوزه تخصصی خود داشته باشند. در اینجا باید بگوییم که رهبران فکری تخصص و توانایی‌های خود را با کسی به اشتراک نمی‌گذارند، بلکه کارهای مؤثر دیگری انجام می‌دهند. مثلاً آنها با تخصصی که دارند، به دیگران الهام می‌بخشند و بر آنها تأثیر می‌گذارند. رهبران فکری جرقه ورود بسیاری از رهبران دیگر به حوزه‌های مختلف خواهند بود.

یکی از دلایلی که بسیاری از رهبران فکری را به مدیران موفق تبدیل می‌کند، این است که آنها دانش و اشتیاق زیادی نسبت به حرفه و کسب‌ و کار خود دارند. در برخی موارد، این رهبران، صنعت یا کسب‌ و کار خود را حول یک مفهوم یا ایده کلیدی بنا می‌کنند. بعضی از رهبران فکری روش‌هایی را کشف می‌کنند که دیگران را تشویق به دنبال کردن رویای خود می‌کنند. اما همه رهبران فکری، در دنیای تجارت و کسب‌ و کار به وجود نمی‌آیند، بعضی از آنها استعداد خود را در زمینه‌های آنلاین کشف می‌کنند و مخاطبان خود را در این فضا پیدا می‌کنند. آنها در حرفه خود به‌ متخصصان آنلاین تبدیل می­‌شوند و مخاطبانی جذب می­‌کنند که به حوزه فعالیت آنها علاقه‌مند هستند. این رهبران فکری می‌­توانند بر مخاطبان خود تأثیر بگذارند، بنابراین می‌توان آنها را اینفلوئنسر نامید. اکنون، اگر شما نیز به‌عنوان یک برند بتوانید به چند اینفلوئنسر ثابت کنید که محصول شما با حوزه تخصص آنها مطابقت داشته و ارزش توصیه آنها به مخاطبانشان را دارد، در واقع به عرصه اینفلوئنسر مارکتینگ راه پیدا خواهید کرد.

آیا تمام اینفلوئنسرها رهبران فکری هستند؟

حالا این سؤال پیش می‌آید که آیا تمام اینفلوئنسرها رهبران فکری هستند؟ در اینجا باید بدانیم اینفلوئنسر کیست؛ اینفلوئنسر فردی است که:

  • به دلیل قدرت، دانش، موقعیت یا رابطه او با مخاطبانش، قدرت تأثیرگذاری زیادی بر آنها را دارد و باعث می‌شود که مثلاً آنها محصولی از برندی خاص را خریداری کنند.
  • تعداد زیادی دنبال‌کننده در فضای مجازی دارد که به‌طور فعال با آنها در ارتباط است. به دلیل محتوایی که تولید می‌کند، یک سری افراد که علاقه‌مند به محتوای او هستند، او را دنبال می‌کنند.
ایلان ماسک
ایلان ماسک، یک رهبر فکری در نقش اینفلوئنسر می‌باشد که هر پیام او، روندهای بازار را تغییر می‌دهد (مانند حمایت او از دوج‌کوین)

با این تفاسیر می‌توان گفت که شماره 1 به‌عنوان فکر و شماره 2 به‌عنوان رهبر در نظر گرفته می‌شوند. پس اینفلوئنسر می‌تواند یک رهبر فکری باشد، چون در یک زمینه، دانش و تخصص دارد و بر روی تعدادی از افراد تأثیر می‌گذارد و حتی می‌تواند الهام‌بخش باشد. با این‌حال، بسیاری از مردم دیدگاهی منفی نسبت به اینفلوئنسرها دارند. مثلاً همیشه به دنبال پیدا کردن نقاط ضعف اینفلوئنسرها هستند تا آنها را با دیگران به اشتراک بگذارند. اینفلوئنسرها در فضای مجازی افرادی هستند که به دلیل دانش و تخصص خود در یک موضوع خاص به شهرت رسیده‌اند (اینفلوئنسر با بلاگری که محتوای روزمره تولید می‌کند متفاوت است)، آنها به‌طور منظم در مورد یک موضوع در صفحات خود پست می‌گذارند و دنبال‌کنندگان زیادی پست‌های آنها را می‌بینند و در مورد آنها نظر می‌دهند. با این تعاریف، به نظر می‌رسد که برای اینفلوئنسر بودن، باید به سمت رهبری فکری حرکت کرد. اینفلوئنسرها در فضای مجازی باید دانش و تخصص خود را ارتقاء دهند تا بتوانند در مورد تخصص و حرفه خود حرف‌هایی برای گفتن داشته باشند؛ در غیر این صورت، چرا مردم باید آنها را دنبال کنند؟

ریسک‌های تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری چیست؟

هر گام یا حرکتی که به‌سوی موفقیت برداشته می‌شود، با خطرات و چالش‌هایی روبرو است. وقتی شما کسب‌ و کاری راه می‌اندازید، در کانون توجه قرار می‌گیرید؛ به این معنی که نظرات و انتقادات زیادی به‌سوی شما روانه خواهند شد. اگر برای راه‌اندازی کسب‌ و کار و تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری، مردد هستید، این سؤال را از خود بپرسید که اگر من این کار را انجام ندهم، چه کسی آن را انجام خواهد داد؟ در واقع اگر شما میدان را خالی کنید، نفر بعدی جای شما را خواهد گرفت.

به این مثال توجه کنید. گربه‌ای روبروی آینه ایستاده و تصور می‌کند که یک شیر عظیم، آرام و باشکوه است. شما هم بهتر است نقاط قوت خود را ببینید، آنها را تقویت کنید و در مسیر موفقیت گام بردارید. مانند تمام استراتژی‌های رهبری، رهبری فکری نیز دارای معایبی است. یک نقطه‌ ضعف بالقوه ممکن است یک روزنه کوچک رو به موفقیت باشد. به‌عنوان‌ مثال، اگر مدیران کسب‌ و کار، بیش‌ از حد بر حوزه‌های تخصصی خود تمرکز داشته باشند یا خیلی سخت‌گیر باشند، در معرض خطر از دست دادن ایده‌هایی هستند که می‌توانند باعث موفقیت آنها شوند. همچنین، از آنجایی‌که رهبران فکری از روش‌های خاصی برای پرورش ایده‌های خود استفاده می‌کنند، ممکن است مخالفان زیادی داشته باشند و با انتقادهای زیادی روبرو شوند. بنابراین آنها باید آماده تجزیه‌ و تحلیل و دفاع از ایده‌های خود باشند. با این‌حال، اکثر رهبران فکری بسیار قوی بوده و می‌توانند از روش‌ها و ایده‌های خود حمایت کنند. رهبران فکری با مردم عادی تفاوت‌های زیادی دارند. آنها دنیا را از یک نگاه دیگر می‌بینند.

با این‌حال همان‌طور که گفتیم، تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری به جنسیت، سن، و قومیت بستگی ندارد و فقط نیازمند تلاش، پشتکار و دانش عمیق در یک حوزه خاص است. مسیر تبدیل شدن به رهبری فکری، نه تنها ساده و کوتاه نیست بلکه چالش‌های زیادی همم خواهد داشت. مثلاً به دلیل تمایل رهبران فکری به مانور روی یک ایده جدید و کمتر محبوب، با مخالفان زیادی مواجه خواهند شد؛ در نتیجه همیشه باید آماده استدلال و دفاع از ایده‌های خود باشند و این انتقادها و مخالفت‌ها را بخشی از مسیر رهبری فکری خود بدانند (تعداد مخالفان کم است اما تعداد کسانی که منتظر دلایل رهبر فکری به انتقادها هستند تا بتوانند اندیشه‌های رهبر را قضاوت کنند، بسیار زیاد هستند).

پیشنهاد آموزشی مرتبط:

چگونه به یک رهبر فکری تبدیل شویم؟

برای تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری موفق، باید در بین مردم باشید و به حرف‌هایتان جامه عمل بپوشانید. مثلاً در شبکه‌های اجتماعی اعلام حضور کنید و ایده‌ها و موفقیت‌های خود را با مردم به اشتراک بگذارید. باید توجه کنید که رهبران فکری کارها را از روش‌های متفاوتی انجام می‌دهند. استراتژی رهبری فکری چیزی نیست که یک‌ شبه بدست بیاید. برای این کار، بیشتر از هر چیز، باید اعتماد مردم را بدست بیاورید. این استراتژی نیاز به زمان، صبر، تلاش، شنیدن و یاد گرفتن از دیگران دارد. رهبران باید نیازهای مردم را بشناسند و برای برطرف کردن آنها، ایده خلق کنند. برای تبدیل‌شدن به یک رهبر فکری باید کارهای زیر را انجام دهید:

یک حوزه برای کسب‌ و کار خود انتخاب کنید و تا آخر به آن پایبند باشید.

ایده‌های شما باید با حوزه فعالیت و کسب‌ و کارتان منطبق باشند. ایجاد یک کسب‌ و کار خاص که نیاز مردم را برطرف می‌کند، می‌تواند به شما در شکل‌گیری برند و اعتبار عمومی کمک کند. از این شاخه به آن شاخه نپرید؛ به‌جای اینکه از هر تخصص و دانش مختلفی کمی یاد بگیرید، یک تخصص را انتخاب کرده و بر روی آن تمرکز کنید. داشتن یک تخصص در حد حرفه‌ای، بهتر از داشتن چند تخصص در سطح پایینی از دانش خواهد بود.

برنامه‌ریزی داشته باشید.

به‌عنوان یک رهبر فکری، باید مشکلات و نیازهای مخاطبان خود را درک کنید و برنامه‌های مفیدی را برای رفع آنها ارائه دهید. برای افزایش اعتبار و شهرت خود، در برنامه‌های مردمی بیشتری مشارکت کنید. شرکت در امور خیریه و گردهمایی‌های مردمی شاید به‌سرعت باعث افزایش محبوبیت شما نشود، اما در درازمدت نتایج خوبی خواهد داشت. اینکه مخاطبان، شما را در جمع ببینند و بدانند که شما به حرف‌هایتان عمل می‌کنید، به‌سرعت اعتماد مردم نسبت به شما را افزایش خواهد داد.

همیشه به یادگیری در مورد کسب‌ و کار خود ادامه دهید.

علم روزبه‌روز در حال پیشرفت است. نکته‌ای که اهمیت دارد این است که علم و دانش خود را بروز نگه‌دارید تا بتوانید در میدان رقابت باقی بمانید. شما باید دائماً در حال یادگیری درباره کسب‌ و کار و تخصص خود باشید. تبدیل‌ شدن به یک رهبر فکری، مستلزم تفکر رو به‌ جلو و آینده‌نگرانه است، اما باید با برنامه جلو بروید تا به نتیجه دلخواه خود برسید.

تبدیل شدن به رهبر فکری
تبدیل شدن به رهبر فکری، به استراتژی و زمان نیاز دارد.

به حرف مردم گوش کنید.

رهبران فکری پاسخ تمام سؤالات را نمی‌دانند، بنابراین همیشه در حال یادگیری هستند. دکتر مارک راجرز، مؤسس و مدیرعامل Insights Without Borders (بینش‌های بدون مرز) می‌گوید که رهبران فکری باید به آنچه نمی‌دانند اقرار کنند و برای یادگیری از دیگران سؤال کرده و به حرف‌های آنها گوش کنند. یادگیری از دیگران در حوزه کسب‌ و کار خود، راهی عالی برای برقراری ارتباط با مردم و همچنین گسترش علم و دانش در همان حوزه است. رهبران فکری واقعی به حرف‌های مردم گوش می‌دهند و برای همه انسان‌ها ارزش قائل هستند، زیرا می‌دانند همه انسان‌ها در حال رقم زدن سرنوشت خود هستند.

از منابع مختلف الهام بگیرید.

اگرچه یک رهبر فکری باید بر روی یک موضوع بجای چند موضوع و حرفه مختلف تمرکز کند، اما بهتر است برای همان یک حرفه از چند منبع مختلف استفاده کند تا بتواند تمام نیازهای مردم را در نظر بگیرد. در این‌صورت می‌تواند ایده‌های بهتر و بیشتری را ارائه دهد. به گفته سایمون سینک، که بیشتر به خاطر سخنرانی‌های TED شهرت دارد، رهبرانی که قادر هستند اطلاعات را از منابع مختلف بگیرند و آنها را با هم ترکیب کنند، معمولاً برای خلق ایده‌ها در موقعیت مناسبی قرار می‌گیرند و می‌توانند ایده‌هایی بدهند که بر اساس نیازهای بازار باشند. این افراد با فروتنی، صداقت و ارزش دادن به انسان‌ها، به رهبران فکری تبدیل می‌شوند.

از روش تست مخاطبان استفاده کنید.

از آنجایی‌که مردم، کسب‌ و کارها و رسانه‌ها مخاطبان شما هستند، می‌توانید از آنها به‌عنوان یک روش تست استفاده کرده و ببینید محتوای تولید شده توسط شما چه تأثیری بر آنها دارد. اگر آنها با شما موافق بودند که نشان می‌دهد راه را درست رفته‌اید، اما اگر نتوانستید آنها را متقاعد کنید، باید در رویکرد خود تجدیدنظر کنید.

پیشنهاد آموزشی مرتبط:
بر اساس رای 7 نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

خاطره محمدی هستم، اول خاکشناسی خوندم و بعد ادبیات. هیچ چیز مثل دنیای کلمات، من رو به وجد نمیاره و نوشتن، روحم رو صیقل میده.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.